گاهي بيا و لحظه‌اي بمان
دستي به روي شانه‌ي من بگذار...

تا از فراز ماندنت اين سطرهاي در هم و برهم اين تلخ نوشته هايم و اين شعرهاي مبهم و خط خورده‌ي مرا در دفترم بخواني

تا سطرهاي تار روشن شوند تا من قلم به دست تو بسپارم
تا تو به دست من بنويسي آمدنت را...