خدایا!
خدایا!
نه مجنونم، كه این همه از بودن تست،
نه سرگشته، كه دل به سوی تو گشته،
نه پریشان، كه تو جانی و جانان،
تو جانی و جانان ...
آنقدر از خوبی تو می نویسم،
تا دستهایم دوست داشتنت را احساس كنند،
و آنقدر زیر لب زمزمه ات می كنم،
تا طعم بوسیدن تو كامم را شیرین كند ...
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:30 توسط مهدی
|