حرمت
به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی
که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی
به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال
چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق
تو از تمام رویا ها دلگیرم ......................
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 22:49 توسط مهدی
|